محمد حسن سمسار
29
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
بمانده به بيشه درون خوار و زار * نيايش همى كرد با كردگار « 44 » و باز نوشتهاند : « و از آن پس آن قصه بود كه بر آسمان خواست رفت ، و صندوق و عقاب بياورد تا از بالا به زمين سارى فرو افتاد بر آب « 45 » . » بازرگانان سيرافى نام اين شهر را « شيلاو » نيز مىگفتند . گمان دارم كه نويسنده عجايب المخلوقات و ياقوت كوشيدهاند با ايجاد رابطه بين سيراف ، و داستان فرود كيكاوس ، مفهومى براى نام « شيرآب » و « سيراف » ايجاد كنند . زيرا چنان كه گذشت هيچيك از منابع ايرانى محل فرود كيكاوس را سيراف ندانستهاند . مرحوم عباس اقبال مىنويسد : « شيلاو امروز نام درهاى است در شمال سيراف قديم ، و شمال غربى طاهرى حاليه . بنابراين مسلم مىشود كه نام فارسى قديم سيراف ( شيلاو ) بوده . يعنى در حقيقت سيراف لهجه ديگرى است از تلفظ شيلاو ، و بعيد نيست كه جزء اول اين نام يعنى شيل ، همان باشد كه هنوز در شمال يعنى در سواحل بحر خزر ، بآبهاى ماهىدار اطلاق مىشود و جمع آن را شيلات ميگويند « 46 » . » نام سيراف را به صورت « شيلاف » نيز در كتاب عرايس الجواهر و نفايس - الاطايب ، نوشتهى ابو القاسم عبد اللّه كاشانى بسال 700 هجرى مىيابيم . وى در فصل مربوط بمرواريد داستانى بدين شرح در كتاب خود آورده است « 47 » : « و همچنين محمد بن ابى البركات جوهرى معتمدى از خواجگان تجار
--> ( 44 ) - شاهنامه فردوسى چاپ بروخيم ج 1 ص 409 . ( 45 ) - مجمل التواريخ - بكوشش شادروان ملك الشعرا بهار ص 46 . ( 46 ) - مقاله سيراف از شادروان اقبال - مجله يادگار شماره 4 سال دوم . ( 47 ) - عرايس الجواهر و نقايس الاطايب - بكوشش ايرج افشار ص 127 .